هر چند جدیداً به خاطر آلودهتر نشدن هوا (که ظاهراً همه در برابرش مسؤول هستیم) ترجیح میدهم تا حد ممکن ماشین را بیرون نبرم و پیادهروی کنم اما هر چند روز یک بار ماشین را برمیدارم و برای نماز مغرب و عشا یک مسجد دورتر (که پیاده نمیشود رفت) را انتخاب میکنم و میروم ببینم مردم آن منطقه حالشان چطور است؟
هر چند از رادیو جوان به خاطر موسیقیهای تندی که گهگاه پخش میکند و به خصوص پر شدن این رادیو از صدای زن (زنهایی که هیچ ابایی از قهقه زدن با نامحرم، جلو چند میلیون شنونده ندارند)، دل خوشی ندارم اما حدود نیم ساعت قبل از اذان مغرب، یک برنامه جالب به نام «به افق ماه» در این رادیو پخش میشود که مجبورم میکند از رادیو معارف دل بکنم و بروم روی موج این رادیو...
انصافاً باید آفرین گفت به تهیهکنندگان این برنامه.
بسیار میکس جذاب و دکلمههای پرباری دارد، طوری که گاهی من پشت فرمان گریهام میگیرد!!!
واقعاً شنیدنش قبل از اذان، انسان را آماده پرواز میکند.
به هر حال، مدتها بود جستجو میکردم ببینم این دکلمهها را جایی قرار ندادهاند یا کسی ضبط و آپلود نمیکند تا اینکه بالاخره فهمیدم خوشبختانه RadioSeda.ir یک آرشیو از تمام برنامهها دارد!
مثلاً این دو تا را به عنوان نمونه دانلود کنید و بشنوید:
قطعههای جالبی را با صدای عالیای دکلمه میکنند که حیف است بیشتر، از آنها استفاده نشود. بنابراین قصد دارم چند دانشجو را برای این کار تعیین کنم که بخش اذان و صحبتهای اضافهی کلیپها را حذف کنند و بیشتر منتشر کنیم...
من حدود ۱۰۰ روز آن را دانلود کردهام و هر بار گوش میکنم و بسی لذت میبرم!
اگر خواستید، میتوانید این لینک را همینطور به «روز قبل» بروید و برنامه افق ماه را در روزهای قبل گوش کنید...
موفق باشید؛
حمید رضا نیرومند
- - , .
برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: سه شنبه 27 بهمن 1394 ساعت: 21:03
یکی از مشتریان در پیغام خصوصی برای بنده نوشتهاند:

هر چند مشتریانی که از ما راضی (و بسیار راضی) هستند، آنقدر هست که ما تا این لحظه به پشتوانه حمایتهای گرم آنها (که در این مطلب به برخی از تمجیدهای آنها اشاره کردهایم) به کارهایمان با انرژی تمام ادامه دادهایم، اما به هر حال، ما هم مانند هر فروشندهی دیگری، ممکن است تعدادی مشتری داشته باشیم که از برخی رفتارهای ما به خصوص در بحث پشتیبانی، گلایه داشته باشند.
بد نیست در این زمینه توضیحاتی بدهم که به درد تولیدکنندگان نرمافزار هم میخورد. (چون میدانم که بسیاری از دوستانی که مطالب را دنبال میکنند خودشان تولیدکننده نرمافزار هستند)
۱- پشتیبانی، طولانیترین فاز در تولید نرمافزار است.
دوستانی که درس مهندسی نرمافزار را در رشته کامپیوتر پاس کردهاند میدانند که اگر در کنکور این تست آمد که کدامیک از فازهای تولید نرمافزار، طولانیترین فاز است، باید گزینه «فاز نگهداری و پشتیبانی» را انتخاب کنند. این فاز آنقدر طولانی و پردردسر است که برخی تولیدکنندگان نرمافزار، نرمافزار را بدون پشتیبانی عرضه میکنند.
۲- پشتیبانی، مهمترین فاز در تولید و ارائه نرمافزار است.
یکی از جملاتی که در کتب مربوط به راهنمای مدیران فناوری اطلاعات آمده است این است که در خرید یک نرمافزار برای سازمان، سه چیز در مورد نرمافزاری که انتخاب میکنید مهم است: پشتیبانی، پشتیبانی، پشتیبانی!
و حقیقتاً این موضوع درست است. اگر مانند ما با سازمانهای مختلف درگیر باشید متوجه میشوید که چقدر سازمان بودهاند که نرمافزاری را خریدهاند و به خاطر اینکه آن نرمافزار پشتیبانی کاملی نداشته، مجبور شدهاند آن نرمافزار را کنار بگذارند و از یک شرکت دیگر خریداری کنند! دهها مورد دیدهام که شخص یک سایت یا نرمافزار را تولید میکند و پس از تحویل، سیمکارتش را عوض میکند!!
۳- گاهی، پشتیبانی، پر هزینهترین فاز در تولید نرمافزار است.
هر چند این موضوع در مورد نرمافزارهای سادهتر صدق نمیکند اما در مورد نرمافزارهای پیچیدهتر، بلاشک پشتیبانی، به خاطر طولانیترین فاز بودن، پر هزینهترین فاز نیز هست.
دوستانی که روزهای اول ارائه تستا را به یاد دارند میدانند که ما که تجربه زیادی در ارائه نرمافزار به صورت غیررایگان نداشتیم، ابتدا آنرا با هزینه ۶۰ هزار تومان برای همه نوع افراد عرضه کردیم! تصور کنید، برخی وزارتخانههای کشور نیز در آن بازه تستا را با همین قیمت خریداری کردند! هیچ وقت یادم نمیرود که شخصی از یکی از سازمانها تماس گرفت و گفت: فلانی! شما «شهرستانی» قیمت دادهاید! اگر خواستید، نمایندگی فروش تستا در کشور را به ما بسپارید، حداقل هزینهای که من برای شما آنرا خواهم فروخت، یک میلیون و دویست هزار تومان خواهد بود! من آنروز چقدر با خودم کلنجار رفتم تا نهایتاً توانستم جواب رد بدهم.
اما، پس از ارائه تستا و افزایش تعداد مشتریان، با یک مشکل جدی مواجه شدیم! روزانه دهها ایمیل به بخش پشتیبانی ارسال میشد و اکثراً سؤالاتی پرسیده میشد که مشتری میتوانست با کمی صرف وقت و کار با نرمافزار، پاسخ آنرا بیابد. حتی با اینکه بخش راهنمای محصولات به بهترین و راحتترین شکل قابل جستجو بود، برخی مشتریان زحمت یک جستجوی ساده را به خود نمیدادند!
به خصوص، مشکلات ما با مشتریان حقوقی بسیار بالا کشید! چون:
- اولاً تعداد افرادی که در آزمونهای آنها شرکت میکنند بسیار زیاد است (گاهی تا ۲۴ هزار کاربر در هر آزمون!)
- ثانیاً قصد دارند روی سرورهای خودشان محصولات را نصب کنند و مهارت کافی در تنظیم آن سرورها ندارند و در نتیجه فکر میکنند مثلاً تستا کند عمل میکند و نمیخواهند قبول کنند که تستایی که روی چند صد سایت دیگر بدون مشکل است، طبیعتاً کند بودن آن به سرور آنها مربوط است!
ـ و از همه بدتر اینکه شما ساعتها وقت صرف میکنید و یک کارمند در آن سازمان را آموزش میدهید، بعد از مدتی آن شخص تغییر سمت میدهد و یک نفر دیگر جایگزین او میشود! همه چیز از اول شروع میشود!!
بنابراین، احتمالاً میدانید که قیمتهای تستا و نمرا چندین بار در این دو سه سال نسبت به انواع مشتریای که داریم تغییر کرد تا آنجا که فعلاً نسخهای که سازمانها باید خریداری کنند حدود ۵۰۰ هزار تومان است. (که دوستان حرفهای میدانند که این مبلغ مثلاً برای آموزش و پروش کل این کشور و صدها سازمان دیگر که مشتری ما هستند، واقعاً ناچیز است...)
چیزی که بیش از همه تیمهای پشتیبانی را آزار میدهد، یک گروه از مشتریان هستند که به دلایل مختلف پشتیبانی بیشتری نیاز دارند. این دلایل را میتوان این موارد دانست:
- برخی، کار بیشتری با محصولات دارند: مشتریانی داریم که با جزئیترین بخشهای محصولات ما کار میکنند (مثلاً در تستا، آزمون تستی دارند، تشریحی دارند، نظرسنجی دارند، آزمون روانشناسی هم برگزار میکنند و...)، طبیعتاً این افراد نسبت به افرادی که مثلاً تستا را فقط برای برگزاری آزمون چهارگزینهای ساده خریداری کردهاند بیشتر با مشکل مواجه میشوند و سؤالات بیشتری از پشتیبانی میپرسند.
- کماطلاع بودن از مباحث کامپیوتری: این مورد خیلی آزاردهنده است. مثلاً مدیر فناوری یک سازمان بزرگ فرق Extract here و Extract to FOLER را نمیداند و همین باعث میشود که وقتی آپدیتها را روی سرور سازمانشان از حالت فشرده خارج میکند، در یک پوشه اکسترکت شود و جایگزین فایلهای قبلی نشود و دائم ایمیل بزند و تماس بگیرد که من آپدیت کردم ولی مشکل رفع نشد. بعد از ساعتها بررسی و نهایتاً Remote زدن به سرور سازمان متوجه میشویم ایشان فایلها را در یک پوشه اکسترکت کردهاند... یا برخی افراد نمیدانند Replace (جایگزین) شدن فایلها چیست و این گزینه را نمیزنند و ساعتها ذهن و وقت ما گرفته میشود تا بفهمیم چرا آپدیت روی سایت ایشان درست عمل نکرده... و دهها مورد دیگر از دانش کم و از آن بدتر، حواس پرت برخی مشتریان که چون ممکن است بیاحترامی شود نمیخواهم مثال بزنم.
- توقع بالا و بیجا: ما با خیلی از مشتریان به خصوص در مورد فراهم کردن بستر اجرای تستا و نمرا به مشکل برمیخوریم. با اینکه ما در نکات پیش از خرید، تأکید کردهایم که فراهم کردن بستر اجرای محصولات به عهده ما نیست اما برخی مشتریان، بعد از خرید، با حرفهای تند، دل ما را میشکنند و گاهی ما را خسته میکنند. مثلاً یک مدیر فناوری و شبکه برای سازمان خود تستا را خریده و انتظار دارد ما تنظیمات وبسرور و عجیبتر از آن، مشکلات ping و Routing در شبکهشان را هم حل کنیم! بارها این مثال را برای مشتریان زدهام: اگر شما امروز از شرکت ادوبی، فتوشاپ را خریداری کنید، آیا میتوانید با آنها تماس بگیرید و بگویید: من الان کامپیوترم را روشن کردم، میخواهم از محصول شما استفاده کنم، یک صفحه سیاه مقابلم است، باید چه کار کنم؟ پشتیبانی میفهمد که شما اصلاً هنوز ویندوز روی سیستمتان نصب نکردهاید... به نظر شما آیا راهنمایی برای نصب ویندوز هم جزء وظایف تیم پشتیبانی فتوشاپ است!؟ چطور از ما انتظار دارید تنظیمات وبسرور و فایروال و شبکه و هاست و دامنه و امثالهم را آن هم از پشت تلفن یا ایمیل برای شما انجام دهیم!؟
بیشترین وقت ما در پشتیبانی، در مورد همین موضوع گرفته میشود! یعنی مشتری توقعاتی دارد که جزء وظایف ما به حساب نمیآید و حاضر هم نیست به خاطر آنها هزینه مجزا پرداخت کند!
- برخی مشتریان عاشق تعامل هستند!! برخی افراد هم هستند (به خصوص تهرانیهای عزیز) که کلاً عاشق تعامل با افراد دیگر، از جمله بخش پشتیبانی محصولاتی که خریدهاند هستند!! :) یعنی دائم از طرف آنها ایمیل دریافت میکنید و میبینید کوچکترین چیزی که به ذهنشان رسیده را مطرح کردهاند و اگر هم جواب ندهید، ناراحت میشوند! جالب است که این نوع مشتریان عاشق تماس تلفنی هستند! یعنی هر چقدر تأکید کنید که این سؤالات باید به صورت تیکت یا ایمیل مطرح شود تا سر فرصت توسط فرد مسؤول بررسی شود، باز میبینید ترجیح میدهند تماس تلفنی بگیرند... حتی ایمیل هم که میزنند، چند ثانیه بعد تماس هم میگیرند! :)
برخی حتی اگر چند روز، سؤال مربوط به محصول پیدا نکنند، ایمیل میزنند یا تماس میگیرند که حال شما را بپرسند! :) (که البته این افراد، از روی محبتی که دارند اینطور هستند و اگر بفهمند که پشتیبانی چقدر درگیر خواستههای مشتریان است، قطعاً مراعات میکنند)
- و خیلی موارد دیگر...
چند نمونه:
ابتدا امیدوارم این مشتریان جزء خوانندگان این مطلب نباشند، اما اگر بودند، از اشاره به ایمیلهای آنها عذرخواهی میکنم.
مثلاً دقت کنید که طی سه چهار ماه، پس از خرید محصول توسط این مشتری، چند تماس ایمیلی با ما داشتهاند:

حالا از بیش از ۲۰ بار تماس تلفنی این مشتری بگذریم... (البته ایشان از بهترین مشتریان ما هستند و همه مشتریان برای ما محترماند. این تصویر فقط برای این منتشر میشود که بدانید پشت صحنهی پشتیبانی چه خبر است...)
جالب است بدانید که اکثر این ایمیلها به خاطر مطالعه نکردن راهنمای محصولات بوده است. به ندرت پیش میآید که مشکل از طرف نرمافزار باشد.
نمونهای دیگر: فقط طی دوازده روز، حدود ۳۰ ایمیل بین پشتیبانی و یک مشتری رد و بدل شده و چندین بار تماس تلفنی صورت گرفته و فراموش نکنیم که فقط ۹۵ هزار تومان بابت تستا پرداخت کردهاند:

و نمونههای بسیار زیادی که میشود تصویر آنها را اینجا گذاشت اما صرف نظر میکنیم.
پس تا اینجا مشخص شد که ما تولیدکنندگان نرمافزار، در بحث پشتیبانی، دو نوع مشتری داریم: ۱- مشتریانی که در حد معمول و چه بسا کمتر از حد معمول پشتیبانی نیاز دارند. ۲- مشتریانی که بیش از حد معمول پشتیبانی نیاز دارند.
یکی از آیات جالب قرآن که نحوهی رفتار با هر دو نوع مشتری را در بحث پشتیبانی مشخص میکند، آیه ۱۲ سوره مجادله است:
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا نَاجَيْتُمُ الرَّسُولَ فَقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْوَاكُمْ صَدَقَةً ذَلِكَ خَيْرٌ لَّكُمْ وَأَطْهَرُ فَإِن لَّمْ تَجِدُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ﴿۱۲﴾
اى مؤمنان چون خواستید با پیامبر(ص) نجوا کنید پیش از نجواتان صدقه اى بدهید، این، برای شما بهتر و پاکتر است و اگر چیزى نداشتید، خدا آمرزنده و مهربان است...
در شأن نزول این آیه آمده است:
شأن نزول این آیه چنین است که اشراف و توانگران، نزد پیامبر اسلام(ص) مى آمدند و زیاد با حضرت گفت وگو مى کردند و نوبت و جاى فقیران را مى گرفتند. به گونهای که پیامبر(ص) از پرگویى و زیاد نشستن شان ناراحت شد. خداى تعالى این آیه را در امر به صدقه دادن پیش از نجوا با پیامبر، فرو فرستاد.
دقت کنید که خداوند چقدر زیبا با یک آیه باعث شد که توانگران به حالت تعادل برسند (چون انسان اگر قرار باشد یک ریال هم بابت چیزی پرداخت کند، حسابشدهتر عمل میکند) و از طرفی هوای فقرا را نیز در آخر آیه داشته است...
این آیه باید الگوی پشتیبانی نرمافزار و هر محصول دیگری باشد: حتی پیامبر نیز امکان ارائه پشتیبانی رایگان ندارد! و ما باید به او حق بدهیم، چون با عقل جور در نمیآید! به همان صورت، هیچ تولیدکنندهای نمیتواند پشتیبانی رایگان داشته باشد. اگر قرار باشد بدون هزینه پشتیبانی دهد، افرادی هستند که آنقدر تیم پشتیبانی را مشغول نگه میدارند که برای همه، حتی آنها که به ندرت نیاز به پشتیبانی دارند بد میشود... پس اینکه گفته میشود «ذلک خیر لکم» مشخص میشود به چه معناست. اگر کسانی که به پشتیبانی بیشتر نیاز دارند، هزینهی آن را پرداخت کنند، به نفع همه است. چون هم مجبور خواهند شد فقط سؤالات ضروری را از تیم پشتیبانی بپرسند و هم پشتیبانها به خاطر راحتتر بودن اعصابشان، راحتتر و با رغبت بیشتر به همه پشتیبانی میدهند.
و نکته جالب آیه این است که در این میان برخی هستند که تمکن مالی ندارند. با این نوع افراد باید با مهربانی رفتار کرد و گاهی از هزینهها چشمپوشی کرد. همانطور که ما با مدرسینی که از جیب خود برای دانشآموزان خود هزینه میکنند و هیچ درآمدی از طرف محصولات ندارند، تا حدی که بدانیم حق خودمان و دیگران ضایع نمیشود، راه میآییم. اما با مشتریانی که میدانیم قرار نیست از جیب خودشان هزینه کنند و از طرفی به پشتیبانی زیادی نیاز دارند، با قاطعیت برخورد میکنیم تا حق همه محفوظ بماند.
به هر حال، اگر شما از مشتریان ما هستید، امیدوارم به ما حق بدهید که ما در ازای وقتی که صرف میکنیم، هزینهاش را طلب کنیم. خواهش میکنم به یاد داشته باشید که ما اگر کسانی که از محصولات رایگانمان استفاده میکنند و آنها هم حتی انتظار پشتیبانی دارند، را در نظر نگیریم، تا این لحظه با قریب به هزار مشتری که هزینه پرداخت کردهاند سر و کار داریم! اگر قرار باشد هر کدام سالی ده سؤال بپرسند، ما باید روزانه حدود ۳۰ درخواست پشتیبانی را پاسخ دهیم! (که در عمل برخی روزها حتی بیشتر از این تعداد است!) هر کدام از درخواستها هم ممکن است از چند دقیقه تا چند ساعت وقت ما را بگیرد! با این اوصاف به نظر شما آیا فرصتی برای ارائه امکانات و سیستمهای جدید باقی خواهد ماند؟ آیا با این هزینه اندکی که اخذ میشود، میتوان انتظار این همه پشتیبانی را داشت؟
ما همانطور که در نکات پیش از خرید محصولات گفتهایم، به طور پیشفرض تا ۱۰ سؤال در سال و تا دو سال اول پس از خرید محصول، پشتیبانی رایگان داریم اما هیچ مشکلی با ارائه پشتیبانی بیشتر به یک مشتری نداریم. حتی اگر لازم باشد اشخاصی را بفرستیم که به شهر شما بیایند و شبکه و بستر اجرای محصولات را آماده کنند، هیچ مشکلی وجود ندارد اما شما نیز باید ما را درک کنید و هزینههای پشتیبانیهای اضافه را پرداخت کنید.
البته ما بارها عرض کردهایم که الحمد لله با مشتریانی فرهنگی و فهیم سر و کار داریم و شاید به تعداد انگشتان یک دست هم نیاز نبوده که از مشتریان در این زمینه گلایه داشته باشیم. این مطلب هم همانطور که از عنوان مطلب پیداست، بیشتر برای اشاره به آن آیهی جالب و در ادامهی نگاه به قرآن با دید رشته کامپیوتر و ویژه مخاطبانی که تولیدکننده نرمافزار هستند نوشته شد.
موفق باشید؛
حمید رضا نیرومند
- - , .
برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: دوشنبه 26 بهمن 1394 ساعت: 12:14
دیروز در خبرنامه سایت TED یک ویدئو ارسال شده بود که به نظرم جالب بود:
امیدوارم به زودی به فارسی ترجمه شود، اما اگر انگلیسی متوجه نمیشوید (یعنی بیسواد هستید) من خیلی خلاصه یک توضیحاتی بدهم:
آقای Brewer که یک آزمایشگاه برای ترک سیگار دارد، میگوید: افرادی که برای ترک سیگار به ما مراجعه میکنند، گاهی تا ۶ بار سعی کردهاند این کار را کنار بگذارند اما شکست خوردهاند! ما در این آزمایشگاه، آنها را Force (اجبار) نمیکنیم که سیگار نکشند، بلکه از آنها میخواهیم که این کار را انجام دهند، فقط از آنها میخواهیم که:
تمام راهکار ایشان در یک کلمه خلاصه میشود: Curiosity (کنجکاوی)
راه حال بسیار جالبی برای ترک عادتهای بد است. هر عادت بدی را که میخواهید کنار بگذارید، در موردش تحقیق کنید که وقتی در آن حالت هستید، چه اتفاقاتی در بدن شما میافتد؟
مثلاً میخواهید عادت زیاد نگاه کردن به گوشی را رفع کنید. جستجو کنید و مثلاً یک ویدئو بیابید که وقتی زیاد به صفحه نمایش نگاه میکنید چه اتفاقی در چشم میافتد. حالا مشکلی نیست که زیاد نگاه میکنید، فقط هر بار به یاد آن ویدئو هم بیفتید... یا مثلاً میخواهید عادت زیاد نمک خوردن یا شیرینی خوردن را کنار بگذارید؟ در مورد اینکه وقتی زیاد نمک میخورید، رگها چطور میشوند یک ویدئو ببینید و در حین خوردن نمک به یاد آن بیفتید...
جالب است که سخنران، این را یک نوع مدیتیشن (Meditation) میداند. در حقیقت دارید روی یک چیز متمرکز میشوید و همین باعث آرامش میشود. فقط نکته جالبش اینجاست که کمکم یک Twist (پیچش) در مغز شما شکل میگیرد. کمکم به جای اینکه مثلاً از سیگار کشیدن احساس آرامش کنید، از «کنجکاوی» احساس آرامش خواهید کرد و همین باعث میشود اگر نیاز به آرامش داشتید، به جای اینکه به یاد سیگار بیفتید، به یاد کنجکاوی بیفتید... (در سمینار، خیلی خوب توضیح میدهد که این پروسه چطور اتفاق میافتد)
او میگوید این روش دو برابر روشهای دیگر باعث ترک سیگار شده است...
این ترفند را برای کارهای مختلف به کار بگیرید
مثلاً الان حالتان خوب نیست؟ میخواهید حالتان خوب شود؟ کنجکاو باشید که وقتی حالتان بد است چه اتفاقی در مغز میافتد که اینطور میشوید؟ در حین ناراحتی، به آن قضیه فکر کنید... یا مثلاً وقتی شاد هستید چه اتفاقی در مغز میافتد؟ به آن فکر کنید...
مثلاً دیشب یک ویدئوی بسیار کوتاه اما بسیار جالب به دستم رسید که تقارنش با این سمینار در TED و همینطور خواندن یک بخش از کتاب «روانشناسی عمومی» در مورد عملکرد مغز در هنگام فشار روانی، باعث شد این مطلب را بنویسم.
این ویدئوی جالب، تصویر واقعی شادی را نشان میدهد:

دانلود به صورت عکس با کیفیت بالاتر - دانلود با کیفیت اصلی به صورت ویدئو
در توضیحات آن آمده است:
زمانی که یک میوزین پروتئین یک توپچه اندروفین را، بر روی فیبرهای مغزی به سمت کورتکس مغز انتقال بدهد، حس شادی ایجاد خواهد شد.
این فرایند فیزیکی، مسبب همه شادیهایی است که تاکنون حس کردهاید و حس خواهید کرد.
انصافاً وقتی غمناک هستید، یاد حرکت جالب این خلقت عجیب و قشنگِ خدا میافتید، خندهتان نمیگیرد!؟ :) به قول یکی از دوستان همگروهی: قربان خدا بروم که مکانیزم خندیدن هم خودش خندهدار :)
موفق باشید؛
حمید رضا نیرومند
- - , .
برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: چهارشنبه 21 بهمن 1394 ساعت: 16:22
بلاشک LIMBO بهترین خاطره من و خیلیهای دیگر از بین بازیهای کامپیوتری بود! (اگر بازی نکردهاید، از دست ندهید: لیمبو (LIMBO) بازیای کم حجم اما بسیار دوست داشتنی)
(البته از انصاف نگذریم، بازی Brothers: a Tale of Two Sons که در مطلب «کامپیوتر چگونه میتواند باعث تحکیم روابط خانواده شود؟» معرفی کردم هم بازی بسیار عجیبی بود و هنوز فریادهای «نایی» و «نایا» در گوش من است!!)
جالب است که بسیاری از کسانی که لیمبو بازی میکنند با عباراتی مثل Games like LIMBO دنبال بازیهایی شبیه به آن میگردند! (یک روانشناس باید بیاید دلیل موفقیت لیمبو را تحلیل کند. چه میشود که یک بازی سیاه و سفید و دو بعدی، روی دست تمام بازیهای سه بعدی با آن همه جلوههای ویژه بلند میشود!؟)
به هر حال، اگر مثل من که شاید ده بار در این مدت جستجو کردهام، دنبال شبیهترین بازی به لیمبو میگردید، معرفی میکنم:

بازی جالبی است. دقیقاً همان سبکِ لیمبو را پیادهسازی کرده... معمایی و با همان ترکیب رنگ و صداها...
با حجم حدود ۳۵۰ مگابایت، از طریق لینکهای موجود در این جستجو میتوانید دانلود کنید.
برای اوقاتی که انسان از کار خسته است و ذهنش نیاز به یک رفرش دارد، بد نیست... (البته به شرط اینکه یک روزه تمامش نکنید!)
موفق باشید؛
حمید رضا نیرومند
- - , .
برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: چهارشنبه 21 بهمن 1394 ساعت: 16:22
بازی یا اسکریپت دیگری که طراحی بخش اعظم آنرا خانم شیوا عباسی در کنار بازی YesNo، کشیدهاند، بازیای است به نام:

این بازی در ۱۵ مرحله طراحی شده در هر مرحله پنج عبارت از یک حرف تا یک پاراگراف به شما متن نمایش داده میشود و باید به سرعت آنرا تایپ کنید. عبارت مربوط به هر مرحله، از بین چندین عبارت به صورت رندوم به شما نمایش داده میشود. مثلاً در مرحله اول فقط یک حرف از حروف الفبا را خواهید دید تا آخرین مرحله که پنج داستان کوتاه را خواهید دید... عبارات طوری انتخاب شده که هم سرعت شما و هم میزان انرژی شما در تایپ طولانی و هم خطای چشم شما و هم آشنایی شما با کلمات با حوزههای مختلف و... سنجیده شود. (پیدا کردن عباراتی که مثلاً در مرحله دوازدهم، «دوکلمهای، سپس سهکلمهای، سپس چهارکلمهای، سپس پنجکلمهای» باشد، آنقدر سخت بود که خانم عباسی، خواهر و برادر و زنداداششان را هم به کار گرفتهاند تا این همه عبارت پیدا کنند...)
قبل از ارائه کد بازی به عموم، دوست داریم به مناسبت ۲۲ بهمن و پیروزی انقلاب اسلامیمان، یک مسابقه تایپ در آفتابگردان برگزار کنیم. دوستانی که در تایپ سریع، ادعا دارند، وقت مبارزهطلبی است!! (رکورد من: ۶ دقیقه و ۳۶ ثانیه! ببینم میتوانید رکورد من را بشکنید؟ البته من در مسابقه شرکت داده نمیشوم)
برای شرکت در مسابقه، ابتدا حتماً باید در آفتابگردان ثبتنام و لاگین کرده باشید و سپس با کلیک روی لینک زیر وارد مسابقه شوید:
قبل از ورود به بازی به نکات زیر دقت کنید:
- سعی کنید تمام کاراکترهای کیبورد خود را مرور کنید، چون از همه نوع کاراکتر در متنها استفاده شده.
- فقط یک بار میتوانید در مسابقه شرکت کنید. البته میتوانید چندین بار بازی را بازی کنید اما فقط رکورد اول شما ثبت خواهد شد.
- در حین مسابقه اصلاً به موس کار ندارید. فقط تایپ کنید و Enter بزنید. (اگر حرفهای باشید، حتی اگر اشتباه تایپ کردید، بدون موس میتوانید بین کلمات حرکت کنید و آنرا اصلاح کنید)
- تا انتها بروید، نهایتاً بعد از پایان بازی، رکورد شما ثبت خواهد شد.
- اگر مثلاً روی یک عبارت وقت شما گرفته شد، ناامید نشوید و تا پایان ادامه دهید. همه ممکن است این گیر را داشته باشند.
- به نفر اول (یعنی کسی که سریعتر از همه، تمام ۷۵ عبارت را تایپ کند) یک جایزه ناقابل (۲۰ هزار تومان بن خرید از فروشگاه آفتابگردان) هدیه خواهد شد.
- مهلت شرکت در مسابقه: تا ۲۵ بهمن ۹۴
- دوستان حرفهایتر تقلب نکنند که مسابقه به دل خودشان و دیگران بچسبد...
بعد از پایان مسابقه، اسکریپت بازی برای استفاده از آن توسط آموزشگاهها و مدرسین و ... منتشر خواهد شد. این اسکریپت میتواند برای آموزش تایپ فارسی و انگلیسی و یا برگزاری مسابقاتی مانند کلمات و عبارات درس عربی و امثالهم به کار گرفته شود.
موفق باشید؛
حمید رضا نیرومند
- - , .
برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: چهارشنبه 21 بهمن 1394 ساعت: 16:22